ترجمه "warring" به فارسی
جنگ طلب, جنگجو بهترین ترجمه های "warring" به فارسی هستند.
warring
adjective
noun
دستور زبان
engaged in war; belligerent [..]
-
جنگ طلب
adjectiveWarring clans now vie for power over the Martial World.
قبیله های جنگ طلب. در حال حاضر برای به دست آوردن قدرت ارتش دنیا با هم پیکار میکنن
-
جنگجو
adjectiveAt last we gathered a war party.
و اخرش ما فقط يه گروهي از جنگجويان رو داشتيم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " warring " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "warring" با ترجمه به فارسی
-
(امتیازات ویژه ای که گاهی به قشون شکست خورده داده می شود مثلا حق حمل سلاح سبک) فرجه ی ویژه · پروانه ی ویژه
-
پساجنگ
-
812 پیش از میلاد و 64 · 941 پیش از میلاد) · جنگ های میان روم و کارتاژ (10
-
(امریکا - عامیانه) جنگ فضایی (رجوع شود به SDI) · جنگ ستارگان
-
بازی رایانهای اکت آف وار
-
جنگ واسطه ای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن