ترجمه "wasp" به فارسی
زنبور, گبت, زنبور وحشی بهترین ترجمه های "wasp" به فارسی هستند.
Any of many types of stinging flying insect resembling a hornet or bee. [..]
-
زنبور
nouninsect [..]
An enormous picture of a wasp was splashed across his chest.
عکس یک زنبور درشت روی سینهاش خودنمایی میکرد.
-
گبت
insect
-
زنبور وحشی
members of the order Hymenoptera which are not ants nor bees (compare Q1065202, Q1076176)
by a parasitic wasp which laid eggs inside it.
زنبور وحشی انگلی که درونش تخم گذاشته واقع شده.
-
ترجمه های کمتر
- منجک
- (جانورشناسی) زنبور (نوعی زنبور بد زهر و غیر عسلی و نازک بال از جنس Hymenoptera)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wasp " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Wasp (comics)
"Wasp" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Wasp در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
A member of the dominant American upper-class culture: a white Anglo-Saxon Protestant. [..]
"WASP" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای WASP در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "wasp"
عباراتی شبیه به "wasp" با ترجمه به فارسی
-
(تنه ی خانم ها) کمر باریک
-
مگس مازو
-
(جانورشناسی) زنبور کوچک (تیره ی Cynipidae که لارو آن آفت گیاه است) · مگس مازو
-
(جانورشناسی) خرزنبور بنا (جنس Eumenes تیره ی Eumenidae که از گل لانه ی کله قند مانند می سازد)
-
مگس مازو
-
زنبوران · زنبورها · زنبورهاي درشت
-
زنبورهاي دمشاخي · سیرکس
-
(جانور شناسی) زنبور انجیر (Blastophaga psenes)