ترجمه "wasteland" به فارسی
برهوت, بیابان, خرابات بهترین ترجمه های "wasteland" به فارسی هستند.
wasteland
noun
دستور زبان
A region with no remaining resources; a desert. [..]
-
برهوت
We don't get the luxury of having a lover's spat in this wasteland of a world.
و خوش گذرونی عاشقانه ای هم تو این بیابون برهوت نداشتیم
-
بیابان
noun -
خرابات
-
ترجمه های کمتر
- خشکسار
- یباب
- خراب آباد
- زمین بایر
- زمین بی آب و علف
- زمین مرده
- وضع افتضاح
- کار بی فایده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wasteland " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "wasteland"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن