ترجمه "waterlogging" به فارسی
غرقابشدگی, تجمع آب, غرقابشدگی (خاک) بهترین ترجمه های "waterlogging" به فارسی هستند.
waterlogging
verb
Present participle of waterlog. [..]
-
غرقابشدگی
-
تجمع آب
-
غرقابشدگی (خاک)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " waterlogging " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "waterlogging" با ترجمه به فارسی
-
تحمل آب · تحمل به خاكهاي مرطوب · تحمل تجمع آب · تحمل غوطهوري · مقاومت به تجمع آب
-
تحمل آب · تحمل به خاكهاي مرطوب · تحمل تجمع آب · تحمل غوطهوري · مقاومت به تجمع آب
-
آبگین · اشباع از آب · باتلاقی · خیس آب · سیراب · غرق آب · مُشبَع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن