ترجمه "wavy" به فارسی
مواج, مجعد, موجدار بهترین ترجمه های "wavy" به فارسی هستند.
wavy
adjective
noun
دستور زبان
Rising or swelling in waves. [..]
-
مواج
adjective -
مجعد
wavy from the braids, saving me from a hairpin headache later.
مویم که مجعد شده بود روی کمرم ریخت.
-
موجدار
-
ترجمه های کمتر
- فردار
- فرفری
- ناصاف
- متلاطم
- ناهموار
- متزلزل
- لرزان
- (مثل موج) پست و بلند
- دارای حرکت موجی
- پر تلاطم
- پر تپه و ماهور
- پر موج
- پر چین و شکن
- پرچین و شکن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wavy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "wavy"
عباراتی شبیه به "wavy" با ترجمه به فارسی
-
جعد · حالت موجی · فر · موج نمای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن