ترجمه "waylay" به فارسی

جلو کسی سبز شدن, سر راه کسی خف کردن, کمین کردن بهترین ترجمه های "waylay" به فارسی هستند.

waylay verb دستور زبان

(transitive) To lie in wait for and attack from ambush. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جلو کسی سبز شدن

  • سر راه کسی خف کردن

  • کمین کردن

  • کمین کسی را کشیدن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " waylay " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "waylay" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه