ترجمه "wearing" به فارسی
تحلیل برنده, خسته کننده, فرساینده بهترین ترجمه های "wearing" به فارسی هستند.
wearing
adjective
noun
verb
دستور زبان
intended to be worn [..]
-
تحلیل برنده
-
خسته کننده
-
فرساینده
-
ترجمه های کمتر
- وابسته به پوشیدن
- پوشاک
- پوشیدنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wearing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wearing" با ترجمه به فارسی
-
(بزک یا توالت) کردن · (به) تن کردن · (دستکش و غیره) دست کردن 3 · (عینک و غیره) گذاشتن · (لبخند یا حالت یا قیافه و غیره) داشتن · (مدال یا عنوان قهرمانی و غیره) زدن · (معمولا با: away) ساییده شدن · (معمولا با: off یا out یا away یا on) به پایان رسیدن · (نقاب و غیره) بر چهره داشتن · (کلاه) سر گذاشتن · از بین رفتن · برتن کردن · به لب داشتن · تدریجا تحلیل رفتن · تمام شدن · جامه · خسته کردن · داشتن · در بر کردن · دوام 7 · دوام داشتن · دوام کردن · رجوع شود به veer · رودخانه ی ویر (در شمال انگلیس) · زدن · سایش · ساییدگی · سخت کار کردن · سودن · سپری شدن · عمل پوشیدن 4 · فرسودن 0 · فرسوده شدن · فرسودگی · لباس 5 · لباس زیبا · مستعمل شدن · پاک شدن · پوشاک · پوشش · پوشیدن · کار کردن 1 · کهنه شدن · کهنه شدگی · کهنگی 6 · گذشتن 2
-
(امریکا- جامه) بشور و بپوش · بی نیاز به اطو کردن
-
رخت · لباس · ملبوس
-
(جامه) بخر و بپوش · دوخته آماده · وابسته به جامه های پیش دوخته · پوشاک آماده · پیش دوخته
-
فرسودگی متعارف، فرسایش و استهلاک در حد متعارف
-
تدریجا تحلیل رفتن · خوردن · فرسودن، فرسایش یافتن (هم لازم است هم متعدی)، بتدریج صاف و نازکتر شدن، صیقل دادن و خوردن · پاک شدن · گاز گرفتن
-
تدریجا تحلیل رفتن · سخت کار کردن · فرسوده شدن · پاک شدن
-
گوشواره زدن، گوشواره آویختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن