ترجمه "wee" به فارسی

ریز, کوچولو, شاشیدن بهترین ترجمه های "wee" به فارسی هستند.

wee adjective pronoun verb noun دستور زبان

(Scottish, Northern Ireland, North England) small, little [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ریز

    adjective
  • کوچولو

    adjective noun

    Have you never heard of a comb, you wee gomeril?

    تا حالا اسم شونه به گوشت خورده احمق کوچولو ؟

  • شاشیدن

    verb

    To allow urine to flow from the bladder out of the body.

  • ترجمه های کمتر

    • ریزه
    • جیش
    • نخستین
    • (بسیار) زود
    • (بسیار) کوچک
    • ادرار کردن
    • ریزه پیزه
    • لحظه ای
    • کار بیهوده کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wee " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "wee" با ترجمه به فارسی

  • (واژه ی کودکانه) · ادرار · ادرار کردن · شاش · شاشیدن · پیشاب · کار بیهوده کردن
اضافه کردن

ترجمه های "wee" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه