ترجمه "weekday" به فارسی
روز هفته, روز هفته (به جز یکشنبه یا روزهای تعطیل), روز کار بهترین ترجمه های "weekday" به فارسی هستند.
weekday
noun
دستور زبان
A day of the week on which people conventionally work, ie any of the days Monday, Tuesday, Wednesday, Thursday or Friday as opposed to weekend (Saturday or Sunday). [..]
-
روز هفته
nounif he had not been to market on this weekday occasion and returned later than usual
اگر در این روز هفته به بازار نرفته و دیرتر از معمول بازنگشته بود،
-
روز هفته (به جز یکشنبه یا روزهای تعطیل)
-
روز کار
-
وابسته به روزهای هفته (یا روزهای کار)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " weekday " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن