ترجمه "weighty" به فارسی

سنگین, مهم, پراهمیت بهترین ترجمه های "weighty" به فارسی هستند.

weighty adjective دستور زبان

Having weight; heavy; ponderous; as, a weighty body. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنگین

    adjective

    in place of the weighty and majestic, but boneless flukes, an utter blank!

    به جای دنبالههای سنگین و شاهوار اما بی استخوان اکنون هیچ نبود.

  • مهم

    adjective

    but how could we let such a weighty matter depend on a little child?

    ولی چطوری میتونیم یک موضوع با ارزش و مهم رو به یک بچه کوچک واگذار کنیم؟

  • پراهمیت

    Whether the topic appears trivial or weighty, “the heart of the righteous one meditates so as to answer,” says Proverbs 15:28.

    موضوع چه کماهمیت باشد چه پراهمیت، امثال ۱۵:۲۸ چنین میگوید: «دل مرد عادل در جواب دادن تفکّر میکند.»

  • ترجمه های کمتر

    • وزین
    • مهند
    • کمرشکن
    • رنج آور
    • طاقت فرسا
    • پر وزن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " weighty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "weighty" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "weighty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه