ترجمه "well-being" به فارسی

بهبود, رفاه, تندرستی بهترین ترجمه های "well-being" به فارسی هستند.

well-being noun دستور زبان

a state of health, happiness and/or prosperity [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بهبود

    noun

    state of health, happiness and/or prosperity

    But by being quick to forgive and by working for the well-being of others, we engender conditions that result in true prosperity.

    ولی وقتی دیگران را سریع ببخشیم و در راه بهبود روابط بکوشیم، موجب صلح و برکت یَهُوَه میشویم.

  • رفاه

    noun

    Feeling well with a high standard of living.

    The future blossoming, the near blossoming forth of universal well being, is a divinely fatal phenomenon.

    ظهور مستقبل، ظهور آینده رفاه جهانی، حادثهیی است که به حکم قضای الهی خواهد رسید.

  • تندرستی

    We love them, and we pray for the well-being of their families.

    ما آنها را دوست داریم و برای تندرستی خانواده های آنها دعا می کنیم.

  • ترجمه های کمتر

    • اسایش
    • بهبودی
    • بهروزی
    • بهزیستی
    • خوشی
    • خیر
    • سعادت
    • سلامت
    • شادمان
    • شادکامی
    • نیکبودی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " well-being " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "well-being" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "well-being" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه