ترجمه "welsh" به فارسی
(خودمانی) خلف وعده کردن, (پرداخت وام یا مبلغ باخته در قمار) طفره زدن, زبان ویلز (از زبان های Celtic) بهترین ترجمه های "welsh" به فارسی هستند.
welsh
verb
دستور زبان
(pejorative) to swindle someone by not paying a debt, especially a gambling debt [..]
-
(خودمانی) خلف وعده کردن
-
(پرداخت وام یا مبلغ باخته در قمار) طفره زدن
-
زبان ویلز (از زبان های Celtic)
-
ترجمه های کمتر
- نکول کردن
- وابسته به سرزمین ویلز (در انگلیس) و مردم آن (the Welsh هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " welsh " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Welsh
adjective
proper
noun
دستور زبان
(collectively) The people of Wales. [..]
-
ولزی
language
Though Wessex does have the advantage of not sharing a border with the Welsh.
ولی برتریِ وسکس اینه که با ولزی ها همسایه نیستند
-
ولزي
He says he's Welsh. But he don't sound it.
مي گفت که اهل ولزه ، اما لهجش شبيه ولزي ها نبود.
-
ولزیها
collectively, people of Wales
عباراتی شبیه به "welsh" با ترجمه به فارسی
-
پياز
-
پيازهاي ويلزي · پیازهای خوشهای ژاپنی
-
اسب ویلز (نوعی اسب پا کوتاه)
-
زبان ولزی
-
زبان ولزی
-
سگ ویلز (نوعی سگ پا کوتاه)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن