ترجمه "wet-nurse" به فارسی

دایه, خوب مواظبت کردن, دایگی کردن بهترین ترجمه های "wet-nurse" به فارسی هستند.

wet-nurse noun verb دستور زبان

Alternative spelling of wet nurse. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دایه

    noun

    Miss Edwarde says that perhaps the wet nurse has no milk,' he said.

    کارهنین گفت: دوشیزه ادوارد میگوید شاید دایه شیر ندارد.

  • خوب مواظبت کردن

  • دایگی کردن

  • کاسه ی داغ تر از آش شدن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wet-nurse " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "wet-nurse" با ترجمه به فارسی

  • دایه · مادر رضاعی · مرضعه
اضافه کردن

ترجمه های "wet-nurse" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه