ترجمه "wetness" به فارسی

تری, رطوبت, نمی بهترین ترجمه های "wetness" به فارسی هستند.

wetness noun دستور زبان

The condition of being wet. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تری

    noun

    then she rolled him up in a wet sheet

    بعد تام را لای پارچهی تری میپیچید

  • رطوبت

    Building had to stop because it was now too wet to mix the cement.

    رطوبت هوا چنان زیاد بود که سیمان عمل نمیآمد و به ناگزیر کار ساختن آسیاب بادی میخوابید.

  • نمی

    Hey, Trashcan Man, don't you know playin with fire makes you wet the bed?

    هی آشغالی مگه نمی دونی اگه آتیش بازی کنی شب خودتو خیس میکنی.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wetness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "wetness" با ترجمه به فارسی

  • فصل باراني · فصل بارندگی · فصل مرطوب
  • خاكورزي مرطوب · زمینکوبی
  • (پیل ولتا voltaic cell) برقکافه ی آبی · الکترولیت مایع
  • ماهي تازه · ماهي تر و تازه · ماهی · گوشت ماهي
  • (جامه ی یک تکه و پلاستیکی غواصی) خیس رخت
  • تغذیه مرطوب
  • (پزشکی - درمان از راه پیچیدن بیمار در ملافه یا پتوی خیس) خیس بندی · خیس پیچی
  • اتومبیل شویی (بدون خشک کردن آن با حوله و غیره) · جامه ی شسته شده (ولی هنوز خیس)
اضافه کردن

ترجمه های "wetness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه