ترجمه "whey" به فارسی

آبپنیر, کشک, آبدوغ بهترین ترجمه های "whey" به فارسی هستند.

whey noun دستور زبان

The liquid remaining after milk has been curdled and strained in the process of making cheese. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبپنیر

    noun

    liquid remaining after milk has been curdled

  • کشک

    noun

    It's neither milk nor whey.

    آن نه شیر است، نه کشک.

  • آبدوغ

    The watery liquid that separates from the curd when the milk is clotted, as in making cheese.

  • ترجمه های کمتر

    • پنیراب
    • آب ماست (در برابر: کتخ یا بخش سفید شیر curd)
    • آب پنیر
    • خمير آبپنير
    • شیرابه (بخش آب مانند شیر)
    • پروتئین وی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " whey " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "whey"

عباراتی شبیه به "whey" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "whey" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه