ترجمه "whiff" به فارسی
بو, باد, وزش بهترین ترجمه های "whiff" به فارسی هستند.
whiff
adjective
verb
noun
دستور زبان
A waft; a brief, gentle breeze; a light gust of air [..]
-
بو
nounOne whiff, and a man will do anything I ask.
هر کی یه بار که بو بکشه هر کاری بگم می کنه
-
باد
noun -
وزش
It was now no longer something far off and faint, that you caught in whiffs;
دیگر چیزی نبود که از دوردست و به صورت وزش ضعیفی به انسان برسد؛
-
ترجمه های کمتر
- نسیم
- پف
- دم
- نشانه
- اثر
- نفس
- ابرچه
- وزیدن
- دمیدن
- (دود سیگار و غیره) پک
- (هوا یا دود و غیره) توده
- (کوچک) سیگار برگ
- بوی بد
- بوی گند دادن
- فوت کردن
- پف کردن
- پک زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " whiff " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن