ترجمه "whiny" به فارسی

اخمو, اهل گریه و زاری, نق نقو (whiney هم می نویسند) بهترین ترجمه های "whiny" به فارسی هستند.

whiny adjective دستور زبان

Of or pertaining to whining; tending to whine or complain. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخمو

    adjective
  • اهل گریه و زاری

  • نق نقو (whiney هم می نویسند)

  • ترجمه های کمتر

    • کج خلق
    • گله مند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " whiny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "whiny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه