ترجمه "white-faced" به فارسی

(به ویژه اسب) سفید پیشانی, رنگ پریده, سفید رو بهترین ترجمه های "white-faced" به فارسی هستند.

white-faced
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (به ویژه اسب) سفید پیشانی

  • رنگ پریده

  • سفید رو

    The saloon keeper gazed at him, with his haggard white face and his blue trembling lips.

    میفروش با آن صورت سفید و گودافتاده و لبان آبی و لرزانش به او خیره شد.

  • سپید چهره

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " white-faced " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "white-faced" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "white-faced" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه