ترجمه "whitish" به فارسی

شیردار, شیری, سپید نما بهترین ترجمه های "whitish" به فارسی هستند.

whitish adjective دستور زبان

Somewhat white, pale or almost white. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شیردار

    adjective
  • شیری

    adjective
  • سپید نما

  • ترجمه های کمتر

    • نسبتا سفید
    • پر از شیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " whitish " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "whitish" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه