ترجمه "whiz" به فارسی
ماهر, غژغژ, زبل بهترین ترجمه های "whiz" به فارسی هستند.
whiz
verb
noun
adposition
دستور زبان
To make a whirring or hissing sound, similar to that of an object speeding through the air [..]
-
ماهر
noun -
غژغژ
-
زبل
adjective
-
ترجمه های کمتر
- غژ
- پروازکردن
- هنرشناس
- زبردست
- عالی
- (امریکا - خودمانی) معرکه
- (با سرعت و صدای ویز ویز) رد شدن
- (به ویژه با چرخاندن) به ویژ ویژ آوردن
- (سریع) چرخاندن
- زبر دست
- زر زر
- صدای ((زز)) (در اثر سرعت)
- غژغژ کردن
- غژغژکنان گذشتن
- وژ وژ
- ویز ویز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " whiz " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن