ترجمه "whorled" به فارسی

حلزونی, طوماری, حلقه شده بهترین ترجمه های "whorled" به فارسی هستند.

whorled adjective دستور زبان

formed from whorls; having whorls [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حلزونی

    adjective
  • طوماری

    adjective
  • حلقه شده

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " whorled " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "whorled" با ترجمه به فارسی

  • مریمگلی بنفش
  • (انگشت نگاری) شیارچه · (برای تنظیم حرکت چرخ) چرخ لنگر · (جانورشناسی - هر یک از شیارهای صدف های مارپیچی) پیچ · (مو) جعد · (نساجی) لنگر ماسوره · (گیاه شناسی - جوانه زنی برگ یاگلبرگ به طور حلقه وار در دور ساقه) فراهمه · حلقه · دوک سره · سر دوک · طومار · فر · لنگر دوک · پیچ مو · پیچاپیچ · پیچک · چرخ و واچرخ · چرخش پیچ و تاب · چرخه · گرد شیار
اضافه کردن

ترجمه های "whorled" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه