ترجمه "winded" به فارسی

از نفس افتاده, ثمین, دمیده شده بهترین ترجمه های "winded" به فارسی هستند.

winded adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of wind. (To cause a person to lose their breath) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • از نفس افتاده

    she was out of breath, and the faint scent of the winter wind, or perhaps of fresh steppe hay, came from her fresh cold mouth.

    از نفس افتاده بود و دهان شاداب سرمازدهاش بوی باد یا عطر دور و به زحمت محسوس یونجهٔ تازهءاستپ را داشت.

  • ثمین

    adjective
  • دمیده شده

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • نفس نفس زنان
    • وامانده
    • ورم کرده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " winded " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "winded" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "winded" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه