ترجمه "window" به فارسی

پنجره, پنجر, پَنجِرِه بهترین ترجمه های "window" به فارسی هستند.

window verb noun دستور زبان

An opening, usually covered by one or more panes of clear glass, to allow light and air from outside to enter a building or vehicle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پنجره

    noun

    opening for light and air [..]

    Both of them went to the window to look outside.

    هر دو به طرف پنجره رفتند برای این که به بیرون نگاه کنند.

  • پنجر

    opening for light and air

    Pyotr moved from the window to the middle of the room.

    پی وتر از کنار پنجر دورشده به وسط مطبخ آمده بود:

  • پَنجِرِه

  • ترجمه های کمتر

    • دریچه
    • روزن
    • فرصت
    • پنجرک
    • روزنگاه
    • پادکانه
    • (باجه ی بانک و سینما و غیره) دریچه
    • (بخشی ازفضای زمین که امواج رادیویی و نوری و دمایی به آسانی از آن می گذرند) دریچه ی فضایی
    • (مجازی) مجال
    • (کامپیوتر - جمع - نام بازرگانی نوعی نرم افزار) ویندوز
    • (کامپیوتر) پنجره ی پرده ی نمایش
    • اسپاش روزن
    • بخش شفاف پاکت (معمولا از طلق که نشانی را نمایان می سازد)
    • جام پنجره
    • دهانه ی باجه
    • رجوع شود به chaff
    • رجوع شود به launch window
    • شیشه پنجره
    • وسیله ی دستیابی
    • پنجره (رایانه)
    • پنجره دار کردن
    • پنجره گذاشتن
    • پنجره ی پاکت
    • پنجرک ها 0
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " window " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Window

Window (computing)

+ اضافه کردن

"Window" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Window در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "window"

عباراتی شبیه به "window" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "window" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه