ترجمه "windy" به فارسی
پرباد, توفانی, بادگیر بهترین ترجمه های "windy" به فارسی هستند.
windy
adjective
noun
دستور زبان
Accompanied by wind. [..]
-
پرباد
adjective -
توفانی
It's like hearing a song on a windy day.
مثل شنیدن یه آهنگ تو یه روز توفانی ه
-
بادگیر
nounlocated on a windy hill
که روی تپهای بادگیر قرار داشت
-
ترجمه های کمتر
- بادی
- بادآور
- بادخیز
- مطول
- نفاخ
- گازآور
- پرحرف
- وراج
- یاوه
- ناراضی
- تهی
- پوچ
- نظری
- دراز
- خالی
- باد مانند
- بی اساس
- بی پایه
- خسته کننده
- خوش هوا
- در معرض باد
- شادی بخش
- پرفیس و افاده
- کج خلق
- کسل کننده
- گزاف گو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " windy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "windy"
عباراتی شبیه به "windy" با ترجمه به فارسی
-
(نام عامیانه ی شهر شیکاگو) شهر بادخیز
-
باد · باد داری · باد غرور · دارای باد · طمطراق · فیس و افاده · وزش نسیمی · پربادی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن