ترجمه "winged" به فارسی
بالدار, پردار, کائنات، آفریدگان و خلایق و جانوران و موجودات بهترین ترجمه های "winged" به فارسی هستند.
winged
adjective
verb
دستور زبان
(poetry) Alternative spelling of winged. [..]
-
بالدار
adjectiveWherever he came men's hearts would lift again, and the winged shadows pass from memory.
به هر کجا پا میگذاشت روحیهی مردان بالا میرفت و یاد سایههای بالدار از خاطرها زدوده میشد.
-
پردار
adjective -
کائنات، آفریدگان و خلایق و جانوران و موجودات
-
ترجمه های کمتر
- الهام بخش
- تعالی بخش
- تندرو
- رفعت انگیز
- سریع السیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " winged " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "winged"
عباراتی شبیه به "winged" با ترجمه به فارسی
-
سبدنشین پیچان
-
سار پرسیاه
-
برگپوش بالآبی
-
گنجشک برفی بال سفید
-
کالادیوم
-
چپ
-
دوبالان · دوبالیان · مگسها · مگسهاي حقيقي · مگسهاي دوبال
-
سبزقبای بالارغوانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن