ترجمه "wipe" به فارسی

پاک کردن, ستردن, zedudan بهترین ترجمه های "wipe" به فارسی هستند.

wipe verb noun دستور زبان

(transitive) To move an object over, maintaining contact, with the intention of removing some substance from the surface. ( cf. rub) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاک کردن

    verb

    remove surface substance [..]

    By the third day his eyes ached unbearably and his spectacles needed wiping every few minutes.

    در روز سوم درد چشمانش تحملناپذیر بود و عینکش هرچند دقیقه یک بار احتیاج به پاک کردن داشت.

  • ستردن

    verb

    remove surface substance

  • zedudan

  • ترجمه های کمتر

    • خشک کردن
    • مالیدن
    • ضربه
    • سیلی
    • متلک
    • تمسخر
    • (با مالیدن پارچه و غیره) پاک کردن
    • (شدیدا) شکست خوردن
    • (فیلم - تلویزیون) روبش
    • (قدیمی) زدن
    • (قدیمی) لغز
    • رجوع شود به handkerchief
    • رجوع شود به wiper
    • زمین خوردن
    • عمل مالیدن یا پاک کردن
    • ناکام شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wipe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "wipe"

عباراتی شبیه به "wipe" با ترجمه به فارسی

  • خاموش کردن · خنثی نمودن · مصرف کردن · نابود کردن
  • پاک کردن
  • پاک کردن
اضافه کردن

ترجمه های "wipe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه