ترجمه "without" به فارسی

بی, بدون, برون بهترین ترجمه های "without" به فارسی هستند.

without adverb conjunction adposition دستور زبان

(archaic or literary) outside, externally [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بی

    adposition

    not having

    I am about to plunge into the night without even seeing her again.

    میروم توی تاریکی بی آنکه بار دیگر ببین مش.

  • بدون

    adposition

    not having

    It is common for students to go to school without eating breakfast.

    خیلی از اوقات دانشآموزان بدون خوردن صبحانه به مدرسه میروند.

  • برون

    adverb

    But she saw him not from without, but from within;

    اما کیتی شوهرش را بیشتر از درون میدید تا از برون،

  • ترجمه های کمتر

    • لا
    • (در) خارج
    • بدون اینکه
    • بی آنکه
    • در بیرون
    • رجوع شود به beyond
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " without " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "without"

عباراتی شبیه به "without" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "without" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه