ترجمه "withstander" به فارسی
مدافع ترجمه "withstander" به فارسی است.
withstander
noun
دستور زبان
A person who withstands or resists; an opponent [..]
-
مدافع
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " withstander " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "withstander" با ترجمه به فارسی
-
ایستادگی کردن (در مقابل) · تاب آوردن · تاب تحمل (چیزی را) داشتن · تحمل کردن · دوام آوردن · دوام کردن · طاقت (کاری را) داشتن · مقاومت کردن · مقاومت کردن با
-
ایستادگی کردن (در مقابل) · تاب آوردن · تاب تحمل (چیزی را) داشتن · تحمل کردن · دوام آوردن · دوام کردن · طاقت (کاری را) داشتن · مقاومت کردن · مقاومت کردن با
اضافه کردن مثال
اضافه کردن