ترجمه "wood" به فارسی

چوب, بیشه, هیزم بهترین ترجمه های "wood" به فارسی هستند.

wood adjective verb noun دستور زبان

(countable) As the previous but referring to wood of a particular species. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چوب

    noun

    wood from a particular species [..]

    This stool is made up of leather and wood.

    این چهارپایه از چرم و چوب درست شده است.

  • بیشه

    noun

    woodland

    From somewhere deeper in the heart of the wood came the droning of ring doves.

    جایی در قلب بیشه آوای فاخته به گوش میرسید.

  • هیزم

    noun

    firewood

    Don' t worry, by the time the wood is gone there will be boats fueled by oil.

    نگران نشوید وقتی هیزم تمام شود کشتیها با نفت حرکت خواهند کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • هیمه
    • جنگل
    • درختزار
    • چوبی
    • هيزم
    • چوبین
    • درختستان
    • الوار
    • بیشهزار
    • بيشه
    • دیوانه
    • درود
    • (بازی گلف) چوگان سرچوبی
    • (به طور خشونت آمیز) عصبانی
    • (به ویژه برای سوخت) چوب دادن (به)
    • (جمع) سازهای بادی چوبی
    • (قدیمی)
    • (معمولا جمع) بیشه
    • از درخت پوشاندن
    • بشکه (چوبی)
    • جنگل کاری کردن
    • درخت کاری کردن 3
    • رجوع شود به firewood
    • رشد کننده یازیست کننده در چوب
    • سوخت گیری کردن
    • هیزم رساندن
    • هیزم گیری کردن
    • هیمه تهیه کردن 2
    • ویژه ی چوب یا هیمه 0
    • چوب زی 1
    • گرنت وود (نقاش امریکایی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wood " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Wood proper noun

An English topographic surname for someone who lived in or near a wood. [..]

+ اضافه کردن

"Wood" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Wood در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "wood"

عباراتی شبیه به "wood" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "wood" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه