ترجمه "woodland" به فارسی
بیشه زار, جنگل, بیشه بهترین ترجمه های "woodland" به فارسی هستند.
woodland
adjective
noun
دستور زبان
Of or pertaining to a creature or object growing, living, or existing in a woodland [..]
-
بیشه زار
land covered with woody vegetation
for the woodland folk were altogether noiseless in their movements.
چرا که مردمان بیشه زار روی هم رفته بی سر و صدا حرکت میکند.
-
جنگل
noun masculinethis is gimli, son of gl�in, and legolas of the woodland realm
، اين هم گيملي ، پسر گلوينه. و اين هم لگولاس از الف هاي جنگل رلمه
-
بیشه
nounfor the woodland folk were altogether noiseless in their movements.
چرا که مردمان بیشه زار روی هم رفته بی سر و صدا حرکت میکند.
-
ترجمه های کمتر
- جنگلی
- درختستان
- بیشه زی
- جنگل زی
- زمین جنگلی
- سرزمین جنگلی
- سرزمین پردرخت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " woodland " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "woodland" با ترجمه به فارسی
-
ماهیخورک وودلند
-
بیشهزارها
-
خاكهاي درختستان · خاکهای جنگلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن