ترجمه "work out" به فارسی

باب میل پیش رفتن, به جایی رسیدن, جواب دادن بهترین ترجمه های "work out" به فارسی هستند.

work out verb دستور زبان

(transitive, with object after out ) To calculate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باب میل پیش رفتن

    verb
  • به جایی رسیدن

    verb
  • جواب دادن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • جور شدن
    • خوب از آب در آمدن
    • خوب پیش رفتن
    • ردیف شدن
    • عملی شدن
    • محاسبه کردن
    • نتیجه دادن
    • کشف کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " work out " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "work out" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "work out" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه