ترجمه "workingman" به فارسی

رنجبر, مزدبگیر, استادکار بهترین ترجمه های "workingman" به فارسی هستند.

workingman noun دستور زبان

A man who works in exchange for payment, especially one that does manual labour [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رنجبر

  • مزدبگیر

  • استادکار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • شاغل
    • عمله
    • کارمند
    • (مرد) کارگر
    • از طبقه کارگر
    • حقوق بگیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " workingman " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "workingman" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه