ترجمه "workout" به فارسی
تمرين, تمرین, بدن ورزی بهترین ترجمه های "workout" به فارسی هستند.
workout
noun
دستور زبان
An exercise session; a period of physical exercise. [..]
-
تمرين
Oh, well, I wouldn't want to interrupt your workout.
اه ، خب ، نميخوام مزاحم تمرين کردنت بشم
-
تمرین
nounan exercise session; a period of physical exercise
-
بدن ورزی
-
ترجمه های کمتر
- تمرین شدید
- ورزش روزانه
- ورزش شدید
- کار شدید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " workout " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن