ترجمه "world" به فارسی
جهان, دنیا, عالم بهترین ترجمه های "world" به فارسی هستند.
to consider or cause to be considered from a global perspective; to consider as a global whole, rather than making or focussing on national or other distinctions; cf to globalise [..]
-
جهان
nounthe earth [..]
The world is not what it used to be.
جهان آن چیزی نیست که بشود به آن عادت کرد.
-
دنیا
nounhuman collective existence [..]
Only looks and money count in this world.
در این دنیا فقط ظاهر و پول حساب میشوند.
-
عالم
nounhuman collective existence
I wish to be the most powerful sorcerer in the world!
آرزو ميکنم که به بزرگترين جادوگر عالم تبديل بشم !
-
ترجمه های کمتر
- گیتی
- کیهان
- دنيا
- جهانی
- جَهان
- دنیایی
- مردم
- زندگی
- وجود
- جهانیان
- زمین
- روزگار
- سیاره
- دهر
- مردمی
- ستاره
- ارض
- بینش
- گوی
- فهم
- موجودیت
- замин
- بسیاربسیار
- دیرند
- كائنات
- گیهان
- ادراک
- انسان ها
- این دنیا
- جنس بشر
- دنیوی W( -9 بزرگ) بخشی از کره ی زمین 0
- رجوع شود به netherworld
- شعور 1
- عوام الناس
- مردم عالم
- مقدار زیاد
- نوع انسان
- نژاد بشر
- همگان
- چرخ اختر
- کره ی زمین
- یک دنیا
- یک عالم
- یک عالمه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " world " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Alternative form of [i]world[/i]; Earth; the Planet Earth
-
جهان
noun properAn eye for an eye only ends up making the whole world blind.
چشم در مقابل چشم در نهایت فقط همه جهان را کور خواهد کرد.
تصاویر با "world"
عباراتی شبیه به "world" با ترجمه به فارسی
-
Persion
-
فدراسیون جهانی کار
-
تفسیر دنیاهای چندگانه
-
جهان دوم
-
دنیای اسفل · زمین · عالم اموات · کره ی خاکی