ترجمه "wrath" به فارسی

خشم, وروت, غضب بهترین ترجمه های "wrath" به فارسی هستند.

wrath adjective verb noun دستور زبان

punishment [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خشم

    noun

    Scarlett swallowed her wrath and watched Melanie take the baby.

    اسکار لت خشم خود را فرو برد ونگاهی به ملانی انداخت .

  • وروت

    great anger

  • غضب

    noun

    In the last days, these people are to become the objects of Satan's wrath.

    در روزهای پایانی ، این مردم می بایست مورد غضب شیطان قرار بگیرند.

  • ترجمه های کمتر

    • غیظ
    • برآشفتگی
    • گوشمالی
    • (شدید) تنبیه
    • (قدیمی) خشمگین
    • غضب آلود
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wrath " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "wrath" با ترجمه به فارسی

  • خشم آلود · خشمگین · شرزه · عصبانی · غضب آلود · غضبناک
  • عملیات خشم خدا
اضافه کردن

ترجمه های "wrath" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه