ترجمه "wrench" به فارسی
آچار, تکان, ازجاکنی بهترین ترجمه های "wrench" به فارسی هستند.
wrench
verb
noun
دستور زبان
A movement that twists and pulls violently. [..]
-
آچار
nountool used to provide grip and mechanical advantage
You don't know the difference between a socket and crescent wrench.
تو فرقه بين آچار آلن با پريز برق رو نمي دوني.
-
تکان
coolly caught him by the under jaw, at the same time wrenching downward and backward.
و در همان لحظه با خونسردی آرواره زیرین باک را در هوا گرفت و او را سخت به پس و پیش تکان داد.
-
ازجاکنی
-
ترجمه های کمتر
- واتگردانی
- تحریف
- تکاندن
- دررفتگی
- درکشیدن
- وارونمایی
- وازدن
- وازنی
- پیچاندن
- دررفتن
- چرخش
- درآوردن
- عذاب
- یکه
- (خودمانی) درد (به ویژه درد جدایی)
- (معنی چیزی را) اریباندن
- (مچ پا و دست و غیره) پیچ خوردن
- (مچ پا و کمر و غیره) پیچ خوردگی
- (ناگهان و با شدت) کندن
- تاب خوردن
- تحریف کردن
- دستکاری کردن
- ضرب دیدن
- ضرب دیدگی
- مهره چرخان
- واتگردانی کردن
- وارونمایی کردن (رجوع شود به distort)
- پیچ دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wrench " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "wrench"
عباراتی شبیه به "wrench" با ترجمه به فارسی
-
آچار بکس · آچار حفره ای · آچار لوله ای
-
(نام بازرگانی) آچار استیلسون · آچار لوله · آچار لوله کشی
-
(مکانیک) آچار گشتاور سنج · آچار چرخشی · آچارگشتاور
-
ازجاکنی · ازجاکنی (ریشه) · زيربرشي · هرس ریشه
-
آچار شش سو (با A کوچک هم نوشته می شود)
-
آچار شلاقی · آچار لوله · آچار لوله گیر
-
(مکانیک) آچار فرانسه · آچار تنظیم · آچار شلاقی
-
ازجاکنی · ازجاکنی (ریشه) · زيربرشي · هرس ریشه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن