ترجمه "write" به فارسی

نوشتن, نگاشتن, کتابت بهترین ترجمه های "write" به فارسی هستند.

write verb noun دستور زبان

(ambitransitive) To form letters, words or symbols on a surface in order to communicate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوشتن

    verb

    to form letters, etc. [..]

    A writer is somebody for whom writing is more difficult than it is for other people.

    نویسنده کسی است که نوشتن برای او از بقیه مردم سخت تر است.

  • نگاشتن

    verb

    How should we view “the delightful words” that the congregator sought to find and write?

    دید ما نسبت به «سخنان مقبول» که جامعه سعی در یافتن و نگاشتن آن داشته چگونه باید باشد؟

  • کتابت

    And when you do write about me, I want you to describe me as handsome and cool.

    میخوام من رو توی کتابت خوشتیپ و باحال توصیف کنی

  • ترجمه های کمتر

    • سرودن
    • (انگلیسی) با حروف کوچک نوشتن (در برابر: با حروف بزرگ نوشتن to print)
    • (با دست یا ماشین تحریر و غیره) نوشتن
    • (با نگارش) اطلاع دادن
    • انشا کردن
    • تالیف کردن
    • تحریر کردن
    • تصنیف کردن
    • نامه نوشتن
    • نوشته شدن
    • نویسندگی کردن
    • نگاشته شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " write " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Write
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حکم دادگاه- دستور قانونی

تصاویر با "write"

عباراتی شبیه به "write" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "write" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه