ترجمه "yarn" به فارسی
نخ, کانوا, ریسمان بهترین ترجمه های "yarn" به فارسی هستند.
yarn
verb
noun
دستور زبان
(uncountable) A twisted strand of fiber used for knitting or weaving. [..]
-
نخ
nounfiber strand for knitting or weaving [..]
That wasn't no man, that was a ball of yarn.
اون مرد نبود يه توپ از نخ بافندگي بود
-
کانوا
fiber strand for knitting or weaving
-
ریسمان
-
ترجمه های کمتر
- رشته
- الیاف
- بند، رشته بستن
- ریسه
- کنبه
- تار
- حکایت
- (عامیانه) قصه
- (قدیمی) داستان پردازی کردن
- دادسخن دادن
- داستان (به ویژه داستان من درآوردی یا اغراق آمیز)
- قصه اختراع کردن
- لیف (الیاف)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " yarn " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Yarn
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Yarn" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Yarn در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "yarn"
عباراتی شبیه به "yarn" با ترجمه به فارسی
-
پارچه پشمی · پشم تابیده
-
(پارچه و فرش و غیره) از نخ رنگرزی شده (در برابر قلمکار و غیره) · از نخ رنگین
-
ریسمان تافته · طناب چندلا · نخ تابیده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن