ترجمه "yawn" به فارسی

خمیازه, خمیازه کشیدن, فاژه بهترین ترجمه های "yawn" به فارسی هستند.

yawn verb noun دستور زبان

To open the mouth widely and take a long, rather deep breath, often because one is tired and sometimes accompanied by pandiculation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خمیازه

    the action of yawning [..]

    A few of the girls had come down their staircase, pulling on dressing gowns and yawning.

    تعدادی از دخترها که خمیازه میکشیدند با لباسهای بلند از خوابگاهشان بیرون آمده بودند.

  • خمیازه کشیدن

    verb

    open the mouth and take a deep breath

    his shoes yawning like two caverns on the hearth rug.

    کفشهایش چنان دهان باز کرده بود که گویی شیری در حال خمیازه کشیدن است.

  • فاژه

    the action of yawning

  • ترجمه های کمتر

    • دهان دره
    • دهن دره
    • خميازه
    • شکاف
    • کام
    • دهانه
    • فاژیدن
    • فراخنا
    • پاسک
    • خیره نگاه کردن
    • دهان دره کردن
    • دهان گشودن
    • فراخ شدن
    • پهناور شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " yawn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Yawn
+ اضافه کردن

"Yawn" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Yawn در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "yawn"

عباراتی شبیه به "yawn" با ترجمه به فارسی

  • خمیازه · دهن دره
  • خمیازه · دهن دره
اضافه کردن

ترجمه های "yawn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه