ترجمه "yellow" به فارسی

زرد, ترسو, اصفر بهترین ترجمه های "yellow" به فارسی هستند.

yellow adjective verb noun دستور زبان

To become yellow or more yellow. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زرد

    noun adjective

    having yellow as its colour [..]

    I have a lot of flowers. Some are red and others are yellow.

    من گلهای بسیاری دارم.برخی شان سرخند و برخی زرد.

  • ترسو

    adjective

    Sheriff Baker had leaned on Vince and Vince had spilled his yellow guts.

    بی کر به نیک فشار آورده بود و آن احمق ترسو، همه چیز را لو داده بود.

  • اصفر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • زردی
    • zard
    • زرده تخم مرغ
    • طلایی
    • زردپوست
    • زردگون
    • بزدل
    • (امریکا - عامیانه) ترسو
    • (تخم مرغ) زرده (yolk بیشتر به کار می رود)
    • (جمع - انواع آفت های گیاهی که موجب زردی برگ ها می شوند) زردی
    • (جمع - به ویژه در دام ها) یرقان
    • (در اثر کهنگی و غیره) زرد شده
    • رنگ زرد
    • رنگ و رو رفته
    • رنگیزه ی زرد
    • زرد انگل
    • زرد شدن یا کردن
    • نژاد زرد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " yellow " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Yellow

The second-longest river in China, after the Yangtze River with 5,464 kilometers (3,398 mi). Originating in the Bayankala Mountains in Qinghai Province in western China, it flows through nine provinces of China and empties into the Bohai Sea.

+ اضافه کردن

"Yellow" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Yellow در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "yellow"

عباراتی شبیه به "yellow" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "yellow" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه