ترجمه "yielding" به فارسی
امتیاز, بارور, تسلیم بهترین ترجمه های "yielding" به فارسی هستند.
yielding
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of yield. [..]
-
امتیاز
noun -
بارور
-
تسلیم
nounShe yielded mechanically. Neither he nor she uttered a word.
زن تسلیم محض بود و بیاراده با او میرفت. نه زن کلمهای میگفت نه ژاور.
-
ترجمه های کمتر
- خم پذیر
- سودآور
- فرمان بر
- قابل انعطاف
- مطیع
- پر بازده
- پر حاصل
- پرسود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " yielding " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "yielding" با ترجمه به فارسی
-
فاکتورهای بازدهی
-
بار دادن، منجر شدن · بازده
-
بازده جاری
-
منحنی بازده یکنواخت
-
بازدهها
-
مالیات بازده
-
زادهای پرمحصول · نژادهای پرمحصول
-
بازده شیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن