ترجمه "yo-yo" به فارسی

یویو, (اسباب بازی) یویو, (امریکا - خودمانی) آدم بی مصرف بهترین ترجمه های "yo-yo" به فارسی هستند.

yo-yo verb noun دستور زبان

A toy consisting of a spheroidal or cylindrical spindle having a circular groove in which string is wound; it is used by holding the string in the fingers and reeling the spindle up and down by movements of the wrist. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یویو

    toy [..]

    with his eyeball twinging on the end of a nerve, like a yo yo

    که چشمش از انتهای عصبی آویزان بود، مثل یویو.

  • (اسباب بازی) یویو

  • (امریکا - خودمانی) آدم بی مصرف

  • ترجمه های کمتر

    • (امریکا - خودمانی) آدم غیرطبیعی
    • (عامیانه) در نوسان
    • بالا و پایین رونده
    • بی عرضه
    • خل
    • ناثابت
    • نوانشگر
    • ورجه
    • پخمه
    • یویو بازی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " yo-yo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "yo-yo"

عباراتی شبیه به "yo-yo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "yo-yo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه