ترجمه "yonder" به فارسی

دور, ان یکی دیگر, آن بهترین ترجمه های "yonder" به فارسی هستند.

yonder noun adverb adjective دستور زبان

In a distant, indicated place; over there. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دور

    adjective

    Where is the entrance? Through yonder large door. The lawyer left him.

    از کجا میتوان وارد شد؟ از این در بزرگ. وکیل مدافع از وی دور شد.

  • ان یکی دیگر

    adverb adjective
  • آن

    pronoun

    Father, I should think some one was coming yonder.

    پدر، مثل اینست که از آن پایین چیزی میآید.

  • ترجمه های کمتر

    • آنجا
    • برفراز
    • (با: the) دورتر
    • آن سو
    • آن طرف تر
    • آن محل
    • در فاصله ی بیشتر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " yonder " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Yonder
+ اضافه کردن

"Yonder" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Yonder در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "yonder" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه