ترجمه "youngling" به فارسی

جوان, نوباره, نورسته بهترین ترجمه های "youngling" به فارسی هستند.

youngling adjective noun دستور زبان

A youth; a youngster; a young animal. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جوان

    adjective
  • نوباره

  • نورسته

  • ترجمه های کمتر

    • توله
    • جوانه
    • جوانک
    • نوچه
    • نوجوان
    • کره
    • بچه
    • (نادر) تازه کار
    • جانور جوان
    • گیاه جوان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " youngling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "youngling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه