ترجمه "zag" به فارسی
زاویه, کجروی, پیچش بهترین ترجمه های "zag" به فارسی هستند.
zag
verb
noun
دستور زبان
One of a series of sharp turns or reversals. [..]
-
زاویه
-
کجروی
-
پیچش
-
ترجمه های کمتر
- کنج
- (در طرح های زیگزاگ) گوشه
- انحراف تند
- با ایجاد زاویه حرکت کردن
- زیگزاگ کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zag " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "zag" با ترجمه به فارسی
-
جناغی · کج و معوج
اضافه کردن مثال
اضافه کردن