ترجمه "zest" به فارسی
رغبت, مزه, شور بهترین ترجمه های "zest" به فارسی هستند.
zest
verb
noun
دستور زبان
Enthusiasm. [..]
-
رغبت
noun -
مزه
nouncontinued Zossimov with zest
زوسیموف که حرف به دهانش مزه کرده بود، ادامه داد:
-
شور
adjective nounSo much of the keen zest had gone out of life recently.
اخیرا شور و اشتیاق از زندگیش رفته بود .
-
ترجمه های کمتر
- طعم
- لذت
- ذوق
- اشتیاق
- چاشنی
- نیازش
- چشته
- خلال
- تراشه ی پوست پرتقال یا لیمو ترش (که برای خوش طعم سازی در مشروب یا خوراک می اندازند)
- شور و شوق
- شوق و ذوق
- طعنه آمیزی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zest " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "zest"
عباراتی شبیه به "zest" با ترجمه به فارسی
-
ذوق · رغبت · طعم · لذت · مزه
-
با مزه · بارغبت · خوشمزه
-
ذوق · رغبت · طعم · لذت · مزه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن