ترجمه "zigzag" به فارسی

زیگزاگ, جناغی, زيگزاگ بهترین ترجمه های "zigzag" به فارسی هستند.

zigzag adjective verb noun adverb دستور زبان

one of such sharp turns [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زیگزاگ

    a line or path that proceeds by sharp turns in alternating directions

    not a waffle or zigzag pattern but groups of circles and lines

    نقش آن زیگزاگ وچهارخانه نبود بلکه از گروهی دایره و خط تشکیل شده بود

  • جناغی

    adjective
  • زيگزاگ

    in zigzags towards the sea

    به شكل زيگزاگ به سمت دريا

  • ترجمه های کمتر

    • پیچاپیچ
    • به طور زیگزاگ حرکت کردن
    • خط چند جا شکسته
    • دارای مسیر زیگزاگ
    • شکسته
    • کج و معوج
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " zigzag " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Zigzag proper

a small town in Oregon [..]

+ اضافه کردن

"Zigzag" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Zigzag در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "zigzag" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "zigzag" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه