ترجمه "zodiac" به فارسی

منطقةالبروج, زودیاک, مدار بهترین ترجمه های "zodiac" به فارسی هستند.

zodiac noun دستور زبان

(astrology) The belt-like region of the celestial sphere approximately eight degrees north and south of the ecliptic, which thousands of years ago included the apparent path of the sun, moon, and planets. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • منطقةالبروج

    celestial circle of twelve divisions centered upon the ecliptic

    here comes Queequeg all tattooing looks like the signs of the Zodiac himself.

    کویکوئگ دارد میآید تمامش خال کوبی است، خودش مثل منطقةالبروج است.

  • زودیاک

    noun

    that's on the front of a little zodiac here in the Galapagos.

    که درجلوی تعدادی از علاتم زودیاک در گالاپاگوس قرار داره

  • مدار

  • ترجمه های کمتر

    • سرطان
    • ماهی
    • اسد
    • ترازوک
    • ثور
    • جوزا
    • خوشک
    • سنبله
    • نازیکان
    • نیماسپ
    • پرهون
    • کژدم
    • خرچنگ
    • عقرب
    • دول
    • میش
    • گاو
    • شیر
    • میزان
    • حمل
    • (نادر) دایره
    • جدی 1
    • حوت)3
    • دایره البروج
    • دلو 2
    • دو پیکر
    • قوس 0
    • منطقه البروج
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " zodiac " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Zodiac noun

Alternative letter-case form of [i]zodiac[/i] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زودیاک

    زودیاک (فیلم)

    Find me three large inflatable semi rigid craft of the same kind as Zodiac makes.

    برای من سه قایق نیمه سخت قابل باد کردن بزرگ از نوع مارک زودیاک پیدا کن.

تصاویر با "zodiac"

عباراتی شبیه به "zodiac" با ترجمه به فارسی

  • برج · عمارت بزرگ · نشان زودپاک · هر یک از دوازده برج منطقه البروج
  • (نجوم) نور منطقه البروج · شفق بین الطلوعین · نور منطقةالبروجی · نیسنگ شید
اضافه کردن

ترجمه های "zodiac" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه