ترجمه "zone" به فارسی
منطقه, ناحیه, قلمرو بهترین ترجمه های "zone" به فارسی هستند.
(geography, now rare) Each of the five regions of the earth's surface into which it was divided by climatic differences, namely the torrid zone (between the tropics), two temperate zones (between the tropics and the polar circles), and two frigid zones (within the polar circles). [..]
-
منطقه
nounSuicide bomber hit one of the green zone gates this morning.
امروز صبح یه حمله ی انتحاری توی یکی از گیت های منطقه ی سبز رخ داده.
-
ناحیه
nounYou set up your zones and tell us where we can and cannot go.
ناحیه بندی میکنید و بهمون میگید کجا میتونیم بریم و کجا نمیتونیم
-
قلمرو
nounAre you out of the Zone?
از قلمرو اومدي بيرون ؟
-
ترجمه های کمتر
- بخش
- محل
- جا
- نیسنگ
- در میان گرفتن، احاطه کردن
- نواره
- محله
- اولکه
- زنار
- پرهام
- کوست
- ویس
- (در کدهای پستی و منطقه بندی پستی) حوزه
- (قدیمی) کمربند
- (مانند کمربند) احاطه کردن 1
- (مخفف) time zone
- (هر یک از پنج بخش کره ی زمین از نظر آب و هوا) زون
- (پهلوی) گاس
- (گویش خوانساری) یاغا
- اختصاص دادن به 0
- منطقه بندی کردن
- میان بند
- ناحیه بندی کردن
- نوار نوار کردن
- نواره دار کردن
- نیسنگ کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zone " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
ناحیه
nounYou set up your zones and tell us where we can and cannot go.
ناحیه بندی میکنید و بهمون میگید کجا میتونیم بریم و کجا نمیتونیم
عباراتی شبیه به "zone" با ترجمه به فارسی
-
منطقه پروازممنوع
-
(ارتش) میدان تیر آزاد · (عامیانه)فعالیت یا مناظره یا مسابقه و غیره که در آن مقررات و محدودیت وجود ندارد · میدان آتش آزاد (ناحیه ای که در آن از نظر تیر و بمب اندازی و غیره محدودیت وجود ندارد)
-
لجه
-
(بخش بالای آب دریا و غیره که نور به حد کافی برای ایجاد فتوسنتز یا فروغ آمایی دریافت می کند) بخش فروغ دار
-
مناطق تجاری
-
زونهای اقليمي كشاورزي · مناطق اقلیمی کشاورزی · نواحي اقليمي كشاورزي