ترجمه "zonked" به فارسی
نشئه, (خودمانی), (مواد مخدر) لول بهترین ترجمه های "zonked" به فارسی هستند.
zonked
adjective
دستور زبان
(slang) Drunk. [..]
-
نشئه
adjective noun -
(خودمانی)
-
(مواد مخدر) لول
-
ترجمه های کمتر
- از خود بی خود
- سیاه مست
- مست و خراب
- کاملا خسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zonked " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "zonked" با ترجمه به فارسی
-
(خودمانی) · (ندا -صدا) دنگ ! · از حال رفتن · از خود بی خود شدن · از هوش رفتن · زرپ ! · ضربه زدن · مبهوت کردن · کتک زدن · کوفتن · گیج کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن